پساهفتاد

ممکنِ ادبیات

بایگانی برای دی ماه ۱۳۸۶

و این شعر شنیدنی: جنگ جنگ تا پیروزی

بدست POETRYMAG • ۱۷ دی ۱۳۸۶ • دسته: شعر

جنگ جنگ تا پیروزی
علی عبدالرضایی
 
برای شنیدن این شعر با صدای شاعر این‌جا کلیک کنید

باشد        هرچه در این خانه دارم مال ِ تو
              جز آنکه بیرون ِ در است       قبول ؟

کرد و      خنده بر لبی که بیرون لب می نشست افتاد
دیدم         جایی که لب ِ بوسه نباشد لب ِبامی‌ست
                           که خیلی کوتاه آمده با لیلی
سهم [...]



داستان

بدست POETRYMAG • ۱۵ دی ۱۳۸۶ • دسته: شعر

داستان
علی عبدالرضایی
 
 
برای دریافت فایل صوتی این شعر این‌جا کلیک کنید
 
 
یک آسمان که باران کند کافی بود
یک آفتاب که شهری یِوَر کند

تابستان چون فیلِ سر به زیری که خرطومِ طویلی داشت روز را بلند کرده بود
و شب که خلوت از دست داده بود
چون فرمانده‌ای که از گروهان جدایش کرده باشند
از کنارِ صدای آباد شده‌ام [...]



ساعت خوانی

بدست POETRYMAG • ۱۱ دی ۱۳۸۶ • دسته: نقد

ساعت
علی عبدالرضایی
 
 
برای دریافت فایل صوتی این شعر این‌جا کلیک کنید
 
 
 

و تنهایی که صفحه‌ی ساعت اندازه می‌گیرد
 هرگز نمی‌میرد
 درحالِ تازه جهان از تازه می‌گیرد
 که از دست رفته بودهمیشه مُچ ما را گرفته بود
 بزرگتری که دورِ تند می‌چرخید تو بودی
  عقربه‌ها بر میز کار می‌کردیم
  گیج می‌خوردیم من از کوچکترم تکان نمی‌خوردم
 و روی سنگین راه می‌بردم
 سر [...]



افسردگی

بدست POETRYMAG • ۶ دی ۱۳۸۶ • دسته: شعر

افسردگی
علی عبدالرضایی
 
 
برای دریافت فایل صوتی این شعر این‌جا کلیک کنید
 
 

من با سفر تا سرِ کوچه هم نرفته‌ام
هنوز زندانیِ همان اتاقم که دو سالی‌ست سالش را عوض کرده‌ام
تنهایی می‌کنم       ولی تنها نیستم
مادرم هنوز به خوابم می‌آید که خواب‌های مرا ببیند
و خانه‌ای که ولش کردم
هر وقت دلش می‌گیرد
سرِ مستأجرم خراب می‌شود که برگردم

گناهِ من جز [...]



شناسنامه‌ی من که المثنّی نیست

بدست POETRYMAG • ۲ دی ۱۳۸۶ • دسته: شعر

شناسنامه‌ی من که المثنی نیست
علی عبدالرضایی
 
 
برای دریافت فایل صوتی این شعر این‌جا کلیک کنید
 
 

 
بی کس تر از من خودِ بی کسی‌ست
دلم خوش است      که نامم شوهرِ کسی‌ست
دلم خوش است شاعرم
            دوست دارم
    دنیا خانه‌ی من است…
چه ناخوشم!
بفرمای هیچ دری هرگز خوش آمد نگفت
                            به ورودم
تنها کسی که بیا اینجا تعارف کرد 
                            درِ زندان [...]



ابر

بدست POETRYMAG • ۲ دی ۱۳۸۶ • دسته: شعر

ابر
علی عبدالرضایی
 
 
برای دریافت فایل صوتی این شعر این‌جا کلیک کنید
 
 

 
شب که پدید آمد
شکلِ وقت       وقتی که در می‌رفت       دیدنی بود
تا صورت از سرِ صبح برداشت
روز مکثی کرد
فردا نمی‌دانست که باید بیاید
و شب که قطعه‌یی از روشن خورد
برتکه‌ای از سیب ریخت که در جهان سوم شد
صدای سرد از کوه‌ها سرازیر و سبز از دره [...]