<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: داستان سه بگادر</title>
	<atom:link href="http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/</link>
	<description>ممکنِ ادبیات</description>
	<lastBuildDate>Sun, 04 Oct 2009 14:54:38 -0500</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: سروش</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/comment-page-1/#comment-1490</link>
		<dc:creator>سروش</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/#comment-1490</guid>
		<description>بدنبود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بدنبود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرنوش</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/comment-page-1/#comment-1462</link>
		<dc:creator>فرنوش</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/#comment-1462</guid>
		<description>زود باش می خوام ببینم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زود باش می خوام ببینم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرنوش</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/comment-page-1/#comment-1461</link>
		<dc:creator>فرنوش</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/#comment-1461</guid>
		<description>عکس کیرتو بفرست.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عکس کیرتو بفرست.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عمو پسر</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/comment-page-1/#comment-1408</link>
		<dc:creator>عمو پسر</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/#comment-1408</guid>
		<description>اوشانی که انقدر زوربزان تا تی شعر بفهمند و آخرش خوشان شلوار انی بودن برای فرار از تابلو شدن شعر نفهمی در حالت آخر گاجمگی به به بوتن اما بهتر نبو خایه دارانه نص گویی بکنی صاف و پوست کنده تی دل حرف بزنی افسوس که هنوز در حسرت سکس با شوکت رحمان دهبان بمونسی ولی ما خوش بما در میان این همه خاندان حسود همه کونفسوج بودی ای ول.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اوشانی که انقدر زوربزان تا تی شعر بفهمند و آخرش خوشان شلوار انی بودن برای فرار از تابلو شدن شعر نفهمی در حالت آخر گاجمگی به به بوتن اما بهتر نبو خایه دارانه نص گویی بکنی صاف و پوست کنده تی دل حرف بزنی افسوس که هنوز در حسرت سکس با شوکت رحمان دهبان بمونسی ولی ما خوش بما در میان این همه خاندان حسود همه کونفسوج بودی ای ول.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مانی</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/comment-page-1/#comment-349</link>
		<dc:creator>مانی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/#comment-349</guid>
		<description>ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ترانه</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/comment-page-1/#comment-344</link>
		<dc:creator>ترانه</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/#comment-344</guid>
		<description>می دونی علی همه دشمنانت هم اذعان دارند که تو نبوغ داری ولی همه اشتباه می کنن چون نمی دونن که تو داری نون هوش عجیب غریبت رو در شعر می خوری در واقع تو شاعر نابغه ای نیستی بلکه شاعر باهوشی هستی همین!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>می دونی علی همه دشمنانت هم اذعان دارند که تو نبوغ داری ولی همه اشتباه می کنن چون نمی دونن که تو داری نون هوش عجیب غریبت رو در شعر می خوری در واقع تو شاعر نابغه ای نیستی بلکه شاعر باهوشی هستی همین!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خطاب به خانم سوسن</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/comment-page-1/#comment-343</link>
		<dc:creator>خطاب به خانم سوسن</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/#comment-343</guid>
		<description>خانم سوسن شما فهرستی ساختید سخت بلندبالا، یک سری اسمها را آوردید که من نمی شناسم شان. شما می شناسیدشان ؟ به هرحال، شعری که شعر باشد در جامعهء حماقت زدهء فارسی زبان چه در ایران و چه در خارج از ایران مخاطب نخواهد داشت. اما باید یک مساله را مد نظر داشت. بین شعری که واقعا شعر باشد و مخاطب نداشته باشد و شعری که «چوچول باز» باشد و مخاطب نداشته باشد، تفاوت از زمین تا کهکشان است. مخاطب شعر عبدالرضایی مقابل او نیست، چرا که یارای ایستادن در مقابل این شعر را ندارد. اما این ضعف شعر او نیست، این قدرت فوق العادهء شعریست که از پس قرنها قرن عدم تخیل، عدم قدرت زبان، عدم آفرینش و عدم آزادی، به شکلی بی سابقه سربرآورده است.  من که دست اندرکار زبانی دیگر هستم، خیال شما را راحت می کنم: این شعر، مخاطب اش را در جای جای جهان پیدا کرده است و احتیاجی به دلسوزیهای بی مورد من و شما ندارد. این شعر در زبان فارسی و در زبان های دیگر پابرجا ایستاده است. اگر شک دارید، کمی تحقیق و تفحص کنید. یا کمی صبر پیشه کنید. ولی نام کسانی را پیش بکشید که قابل پیش کشیدن باشند. این نام ها را بگذارید در گورستانهای گذشته در هم بغلطند. 
بی مهر و بی صفا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خانم سوسن شما فهرستی ساختید سخت بلندبالا، یک سری اسمها را آوردید که من نمی شناسم شان. شما می شناسیدشان ؟ به هرحال، شعری که شعر باشد در جامعهء حماقت زدهء فارسی زبان چه در ایران و چه در خارج از ایران مخاطب نخواهد داشت. اما باید یک مساله را مد نظر داشت. بین شعری که واقعا شعر باشد و مخاطب نداشته باشد و شعری که «چوچول باز» باشد و مخاطب نداشته باشد، تفاوت از زمین تا کهکشان است. مخاطب شعر عبدالرضایی مقابل او نیست، چرا که یارای ایستادن در مقابل این شعر را ندارد. اما این ضعف شعر او نیست، این قدرت فوق العادهء شعریست که از پس قرنها قرن عدم تخیل، عدم قدرت زبان، عدم آفرینش و عدم آزادی، به شکلی بی سابقه سربرآورده است.  من که دست اندرکار زبانی دیگر هستم، خیال شما را راحت می کنم: این شعر، مخاطب اش را در جای جای جهان پیدا کرده است و احتیاجی به دلسوزیهای بی مورد من و شما ندارد. این شعر در زبان فارسی و در زبان های دیگر پابرجا ایستاده است. اگر شک دارید، کمی تحقیق و تفحص کنید. یا کمی صبر پیشه کنید. ولی نام کسانی را پیش بکشید که قابل پیش کشیدن باشند. این نام ها را بگذارید در گورستانهای گذشته در هم بغلطند.<br />
بی مهر و بی صفا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: تپانچه چی</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/comment-page-1/#comment-342</link>
		<dc:creator>تپانچه چی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/#comment-342</guid>
		<description>سوسن جان مرسی روحیه!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سوسن جان مرسی روحیه!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سوسن</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/comment-page-1/#comment-341</link>
		<dc:creator>سوسن</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/#comment-341</guid>
		<description>آدم اینجا تمام می شود. در غربت و تبعید را می گویم. نه تنها آدم که زبان آدم هم تمام می شود. من هم همیشه فکر می کردم شعر نیازی به مخاطب ندارد. اصلا شاعر بدهکار کسی نیست. نه بدهکار خلق و نه ادبیات و نه تاریخ و ونه وطن . امروز بیش ار همیشه و هرگز بر این عقیده ام و درد تمام آنهایی را که در غربت می نویسند می فهمم. ما ایرانی ها عادت داریم که مخاطبان شعر و ادبیاتمان توده ها و بیشمارها باشند و این تک و توکی اینجا و آنجای غرب و اروپا دردی را دوا نمی کند. آنهایی هم که در ایران نشسته اند از این اتش دور گرم نمی شوند. شعر اگر هم مخاطب دارد باید روبروی تو باشد. همنشین و هم جرعه تو باشد. عبدالرضایی با همه شعور و شاعری اش اینجا در اروپا تمتام خواهد شد. همین الان ادم تفاوت میان کوبش و تنش و آتش شعری که در ایران می ساخت و شعری که از زمان تبعیدش مینویسد زمین تا اسمان فاصله است. اما این فقط مشکل عبدالرضایی نیست . خویی و رویایی و کامران بزرگ نیا و صفاری و میرزا آقا عسگری و مازندرانی و فلکی و آذرنوش و سردوزآمی و خاکسار و معروفی و کشمیری پور و .... همه به این مصیبت دچارند و به معنای واقعی ته کشیده اند . نه اینکه استعداد و خلاقیت ندارند ؛ فقط به این دلیل که مخاطب ندارند. مخاطب ایرانی دور و سرخورده است و مخاطب تبعیدی ، مسائل و مشکلات ویژه خودش را دارد.
مرگ شاعران مرگ آرام و دردناک و زیبایی است.

با مهر و با صفا سوسن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آدم اینجا تمام می شود. در غربت و تبعید را می گویم. نه تنها آدم که زبان آدم هم تمام می شود. من هم همیشه فکر می کردم شعر نیازی به مخاطب ندارد. اصلا شاعر بدهکار کسی نیست. نه بدهکار خلق و نه ادبیات و نه تاریخ و ونه وطن . امروز بیش ار همیشه و هرگز بر این عقیده ام و درد تمام آنهایی را که در غربت می نویسند می فهمم. ما ایرانی ها عادت داریم که مخاطبان شعر و ادبیاتمان توده ها و بیشمارها باشند و این تک و توکی اینجا و آنجای غرب و اروپا دردی را دوا نمی کند. آنهایی هم که در ایران نشسته اند از این اتش دور گرم نمی شوند. شعر اگر هم مخاطب دارد باید روبروی تو باشد. همنشین و هم جرعه تو باشد. عبدالرضایی با همه شعور و شاعری اش اینجا در اروپا تمتام خواهد شد. همین الان ادم تفاوت میان کوبش و تنش و آتش شعری که در ایران می ساخت و شعری که از زمان تبعیدش مینویسد زمین تا اسمان فاصله است. اما این فقط مشکل عبدالرضایی نیست . خویی و رویایی و کامران بزرگ نیا و صفاری و میرزا آقا عسگری و مازندرانی و فلکی و آذرنوش و سردوزآمی و خاکسار و معروفی و کشمیری پور و &#8230;. همه به این مصیبت دچارند و به معنای واقعی ته کشیده اند . نه اینکه استعداد و خلاقیت ندارند ؛ فقط به این دلیل که مخاطب ندارند. مخاطب ایرانی دور و سرخورده است و مخاطب تبعیدی ، مسائل و مشکلات ویژه خودش را دارد.<br />
مرگ شاعران مرگ آرام و دردناک و زیبایی است.</p>
<p>با مهر و با صفا سوسن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فری</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/comment-page-1/#comment-340</link>
		<dc:creator>فری</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/17/daastaan-3begaadar/#comment-340</guid>
		<description>علی خان چرا عکسهات همه از قسمت سر سانسور میشن ؟

آخه قربون کچلی که عیب نیست . آنهم برای شاعر سوسولی مثل تو . جیگر برم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>علی خان چرا عکسهات همه از قسمت سر سانسور میشن ؟</p>
<p>آخه قربون کچلی که عیب نیست . آنهم برای شاعر سوسولی مثل تو . جیگر برم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

