<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: عایشه</title>
	<atom:link href="http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/</link>
	<description>ممکنِ ادبیات</description>
	<lastBuildDate>Sun, 04 Oct 2009 14:54:38 -0500</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: مانا</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/comment-page-1/#comment-1491</link>
		<dc:creator>مانا</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/#comment-1491</guid>
		<description>با سلام(البته اگر این صفحه جایی برای حرف های مودبانه و ... داشته باشد)
متاسفم هر کس روزی در این مملکت قطره ای آب خورده باشد دچار مرض تملک می شود .به همین شعرتان قسم می خورم (که حرمتش را نگه نمی دارید) شعر - و هر چه چیز - ارث پدری هیچ کداممان  و بهتر -تان- نیست . جای فحاشی و عربده کشی و ادا و ادعا کمی هم از شعرتان بگویید . گویا این هم مارکر پست مدرنیسم باشد باشد که هر چه می گوییم یک راست برویم سراغ محتویات لباس زیر . این دیگر محشر است .
صرف نظر از اینکه عبالرضایی  - خواجات - قیصر یا..............  شعر بسیار زیبایی خواندم ... گر چه این همه واژه &quot;ک&quot; دار مسموم کرد لذتم را...کاش یک روزی یاد بگیریم شعر بخوانیم نه شاعر
کاش کمی هم که شده بفهمیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام(البته اگر این صفحه جایی برای حرف های مودبانه و &#8230; داشته باشد)<br />
متاسفم هر کس روزی در این مملکت قطره ای آب خورده باشد دچار مرض تملک می شود .به همین شعرتان قسم می خورم (که حرمتش را نگه نمی دارید) شعر &#8211; و هر چه چیز &#8211; ارث پدری هیچ کداممان  و بهتر -تان- نیست . جای فحاشی و عربده کشی و ادا و ادعا کمی هم از شعرتان بگویید . گویا این هم مارکر پست مدرنیسم باشد باشد که هر چه می گوییم یک راست برویم سراغ محتویات لباس زیر . این دیگر محشر است .<br />
صرف نظر از اینکه عبالرضایی  &#8211; خواجات &#8211; قیصر یا&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..  شعر بسیار زیبایی خواندم &#8230; گر چه این همه واژه &#8220;ک&#8221; دار مسموم کرد لذتم را&#8230;کاش یک روزی یاد بگیریم شعر بخوانیم نه شاعر<br />
کاش کمی هم که شده بفهمیم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زن ایرانی</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/comment-page-1/#comment-1488</link>
		<dc:creator>زن ایرانی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/#comment-1488</guid>
		<description>من تمام مطالب این سایت را خواندم .خیلی متاثر شدم و واقعا شرم آوره که چه کسانی چنین الفاضی را بکار می برند و ما به چنین آدمهایی دل بسته ایسم به نام شاعر و روشنفکر که درد جامعه را مثلا بیان می کنند .ای کاش مهربان می شدید و با کلماتی زیبا بحث می کردید .نه مثل لمپن ها .البته آقای بهزاد خواجات که برای دولت جمهوری اسلامی کار می کند و باج بگیر ادبیات شده که حرفی درش نیست و تکلیفش مشخص است ولی درست نیست از طرف طرفداران آقای عبدالرضایی چنین نامهربان سخن گفته شود و به باور من به شخصیت ایشون هم توهین میشه که چنین طرفدارانی دارد بگذارید خود مردم قضاوت کنند .با لشکر کشی نمیشود طرفدار پیدا کرد که البته من نزد بانوان شاعر هم دیده ام که چنین چیزهایی هم اتفاق می افتد و شاعری که منظورم زن باشد که تازه وارد میدان می شود نمی گذارند قد علم کند و می خواهند قلم پایش را بشکنند که این هم درست نیست من  طرفدار شعر هستم و تمام شاعران زن و مرد ایرانی را میشود گفت می شناسم البته از نظر کار .خب گاهی پیش می آید از شاعر مورد علاقه ام بخاطر سکوتش در برابر حکومت دلخور میشوم و گاهی هم از شعری از او خوشم نمی آید .زبان من نیست و با من بیگانه است ولی دلیل نمیشود شاعر بدی باشد .خب شاعران زن هم هستند که با رفتن و هم آغوشی با شاعران و کسانی که دست ی به قلم دارند برای مدت کوتاهی مطرح میشوند و لی اینها و کارشان ماندنی نیستند .یک بار مصرف هستند ولی شاعرانی هم هستند که نمی خواهم چه آنطوری و چه شاعرانی که بدون پشتیبان آمده اند و کارشان گرفتهنام ببرم .چون خودشان مایه دارند و نمیشود نادیده گرفت و وظیفه ما خواننده هاست که اینها را ساپورت کنیم تا خودمان سیراب شویم و این شما هستید که می توانید جستجو کنید چنین افرادی را چه زن و چه مرد شاعر را و آنها را به مردم معرفی کنید تشویق کنید و..و.و.و.وئنه اینکه به جان یکدیگر بیفتید .این کاری است که جمهوری اسلامی در طی این 30 سال کرده با سپاس از همه ی شما 
البته من خودم از شاعران شورشی خوشم می آید .شاعرانی که مرا تکان دهند و مرا به فکر وادار کنند نه تاسف</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من تمام مطالب این سایت را خواندم .خیلی متاثر شدم و واقعا شرم آوره که چه کسانی چنین الفاضی را بکار می برند و ما به چنین آدمهایی دل بسته ایسم به نام شاعر و روشنفکر که درد جامعه را مثلا بیان می کنند .ای کاش مهربان می شدید و با کلماتی زیبا بحث می کردید .نه مثل لمپن ها .البته آقای بهزاد خواجات که برای دولت جمهوری اسلامی کار می کند و باج بگیر ادبیات شده که حرفی درش نیست و تکلیفش مشخص است ولی درست نیست از طرف طرفداران آقای عبدالرضایی چنین نامهربان سخن گفته شود و به باور من به شخصیت ایشون هم توهین میشه که چنین طرفدارانی دارد بگذارید خود مردم قضاوت کنند .با لشکر کشی نمیشود طرفدار پیدا کرد که البته من نزد بانوان شاعر هم دیده ام که چنین چیزهایی هم اتفاق می افتد و شاعری که منظورم زن باشد که تازه وارد میدان می شود نمی گذارند قد علم کند و می خواهند قلم پایش را بشکنند که این هم درست نیست من  طرفدار شعر هستم و تمام شاعران زن و مرد ایرانی را میشود گفت می شناسم البته از نظر کار .خب گاهی پیش می آید از شاعر مورد علاقه ام بخاطر سکوتش در برابر حکومت دلخور میشوم و گاهی هم از شعری از او خوشم نمی آید .زبان من نیست و با من بیگانه است ولی دلیل نمیشود شاعر بدی باشد .خب شاعران زن هم هستند که با رفتن و هم آغوشی با شاعران و کسانی که دست ی به قلم دارند برای مدت کوتاهی مطرح میشوند و لی اینها و کارشان ماندنی نیستند .یک بار مصرف هستند ولی شاعرانی هم هستند که نمی خواهم چه آنطوری و چه شاعرانی که بدون پشتیبان آمده اند و کارشان گرفتهنام ببرم .چون خودشان مایه دارند و نمیشود نادیده گرفت و وظیفه ما خواننده هاست که اینها را ساپورت کنیم تا خودمان سیراب شویم و این شما هستید که می توانید جستجو کنید چنین افرادی را چه زن و چه مرد شاعر را و آنها را به مردم معرفی کنید تشویق کنید و..و.و.و.وئنه اینکه به جان یکدیگر بیفتید .این کاری است که جمهوری اسلامی در طی این ۳۰ سال کرده با سپاس از همه ی شما<br />
البته من خودم از شاعران شورشی خوشم می آید .شاعرانی که مرا تکان دهند و مرا به فکر وادار کنند نه تاسف</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احسان</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/comment-page-1/#comment-1427</link>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/#comment-1427</guid>
		<description>آخر کس شعره ها
آخه روت میشه اسم اینا رو بذاری شعر پیشرو و اینجا بنویسی؟
مالیات که نداره، راحت باش
بچه‌ی من که تازه زبون باز کرده، بهتر کلمات و جملات رو به هم ربط میده
خیلی الافی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آخر کس شعره ها<br />
آخه روت میشه اسم اینا رو بذاری شعر پیشرو و اینجا بنویسی؟<br />
مالیات که نداره، راحت باش<br />
بچه‌ی من که تازه زبون باز کرده، بهتر کلمات و جملات رو به هم ربط میده<br />
خیلی الافی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: looue</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/comment-page-1/#comment-1410</link>
		<dc:creator>looue</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/#comment-1410</guid>
		<description>یه شعر توپ در مورد عمر
عمرای خبیث ملعون؛ تو چه دشمنی خدارا 
که به درد سر فکندی؛زستم تو ما سوی را
به غدیرخم تو بیعت؛به ولی حق نمودی
زچه رو شکستی آخر؛همه بیعت ووفارا
شده از تو شادو خندان؛شده راضی از تو شیطان
چوبری به سوی دوزخ؛تو جمیع اشقیا را
به جزازعمرکه گوید؟به غلام خویش قنفذ
که بزن به تازیانه؛تو عزیز کبریا را
دل سنگ این ستمگر؛که ندیده آب رحمت
به مثل اشدّ قسوة؛زهزار سنگ خارا
به جز او که سر برهنه؛بکشد به مسجدآرد
به هزار مکرو حیلت؛شه ملک لافتی را
زخیانتش به مولا؛زجنایتش به زهرا
بنمودغرق در خون؛دل پاک انبیا را
به جز آن شقی ملحد؛که گشود در سقیفه
به روی تمام مردم؛در بدعت وجفا را
تو اگر نظر نمایی؛به یقین کنی قضاوت
که به پا نمود آنجا؛جریان کربلا را
زسگ درنده بد تر؛بوداین عمرکه پرپر
بنموداوزآتش؛گل باغ مصطفی را
زصفات زشت شیطان؛اگر آگهی بخواهی
به رخ عمر نظر کن؛که ازاوست آشکارا
مکن از عمر تو هرگز؛تبعیت وحمایت
که تو را کشد به دوزخ؛ز تو می برد حیارا
به خدا که پیروانش؛همه گمرهندوجاهل
چو عمر گرفته در کف؛سر رشته خطارا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یه شعر توپ در مورد عمر<br />
عمرای خبیث ملعون؛ تو چه دشمنی خدارا<br />
که به درد سر فکندی؛زستم تو ما سوی را<br />
به غدیرخم تو بیعت؛به ولی حق نمودی<br />
زچه رو شکستی آخر؛همه بیعت ووفارا<br />
شده از تو شادو خندان؛شده راضی از تو شیطان<br />
چوبری به سوی دوزخ؛تو جمیع اشقیا را<br />
به جزازعمرکه گوید؟به غلام خویش قنفذ<br />
که بزن به تازیانه؛تو عزیز کبریا را<br />
دل سنگ این ستمگر؛که ندیده آب رحمت<br />
به مثل اشدّ قسوة؛زهزار سنگ خارا<br />
به جز او که سر برهنه؛بکشد به مسجدآرد<br />
به هزار مکرو حیلت؛شه ملک لافتی را<br />
زخیانتش به مولا؛زجنایتش به زهرا<br />
بنمودغرق در خون؛دل پاک انبیا را<br />
به جز آن شقی ملحد؛که گشود در سقیفه<br />
به روی تمام مردم؛در بدعت وجفا را<br />
تو اگر نظر نمایی؛به یقین کنی قضاوت<br />
که به پا نمود آنجا؛جریان کربلا را<br />
زسگ درنده بد تر؛بوداین عمرکه پرپر<br />
بنموداوزآتش؛گل باغ مصطفی را<br />
زصفات زشت شیطان؛اگر آگهی بخواهی<br />
به رخ عمر نظر کن؛که ازاوست آشکارا<br />
مکن از عمر تو هرگز؛تبعیت وحمایت<br />
که تو را کشد به دوزخ؛ز تو می برد حیارا<br />
به خدا که پیروانش؛همه گمرهندوجاهل<br />
چو عمر گرفته در کف؛سر رشته خطارا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/comment-page-1/#comment-687</link>
		<dc:creator>ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/#comment-687</guid>
		<description>علی به گردن ادبیا ت ایران حق داره من نمیدونم خا جات یا قزوه چی میگن شما وا قئان چه کار کردید ادم باید نخبه کشی نکنه اینه که این جامئه از کوتوله هایی مثل غزوه و خاجات سهیل ثا بت و .........که سرشون تو اخره و مثلا شائر من اسم ندادم بئدا نگید کار خودش بود چون مطرح هستم حو صله ادم کوتوله ها رو هم ندارم عتی عبدلرضایی هم بزرگه قبول کنید چرا تئارف یا حسودی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>علی به گردن ادبیا ت ایران حق داره من نمیدونم خا جات یا قزوه چی میگن شما وا قئان چه کار کردید ادم باید نخبه کشی نکنه اینه که این جامئه از کوتوله هایی مثل غزوه و خاجات سهیل ثا بت و &#8230;&#8230;&#8230;که سرشون تو اخره و مثلا شائر من اسم ندادم بئدا نگید کار خودش بود چون مطرح هستم حو صله ادم کوتوله ها رو هم ندارم عتی عبدلرضایی هم بزرگه قبول کنید چرا تئارف یا حسودی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سوسن</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/comment-page-1/#comment-478</link>
		<dc:creator>سوسن</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/#comment-478</guid>
		<description>آقای خواجات چندی است که در نوشتار و گفتگوهایش جار و جنجال را ه انداخته تا جماعت مثلا ادبی بدانند که وی دیگر میانه خوبی با علی عبدالرضایی ندارد مسلمن این امر حق آقای خواجات است اما خواجات باید بداند که بر وجوه کاذب ادعاهایی را که طی چندسال گذشته از طرف حکومت و ژورنالیست های کارگذارش علیه عبدالرضایی صادر می شود صحه نگذارد و یا اگر می گذارد اثباتش کند آقای خواجات یا دیگر شاعرانی که این روزها در بوق وکرنا می شوند و با جمعیت های دولتی همچون کانون ادبیات کیاسری همکاری می کنند و سابقه ای در شعر و شاعری دارند باید بدانند که نمی توانند هر ادعایی بکنند و در برابر سوال و مدرک که قرار می گیرند شانه خالی کنند . حال که آقای خواجات شخصیتی دانشگاهی شده اند و این باعث خرسندی است که در این وانفسای وضع درس در دانشگاهها چون اویی را به کار تدریس گماشته اند باید به اثبات تمام انگ هایی که متوجه عبدالرضایی کرده بپردازد خاصه اینکه خود بهتر می داند که علی عبدالرضایی دیگر صرفن یک شاعر معمولی هفتادی نیست عبدالرضایی برای شعر و در راه شعر باخته بسیار دارد هراسی هم ندارد اگر پدرش را زمینگیر می کنند.بگذار تاریخ خودش درباره این ابعاد علی بنویسد چه اینکه این حرفها حیف است در جامعه ایرانی تاویلی آل احمدی داشته باشد چون نه عبدالرضایی قهرمان بشو ست نه در این جهت که می گویم برازنده ست!!!
پس می روم سر اصل مطلب! آقای خواجات شما خبط کرده ای و باید تاوان بدهی تو باید می دانستی که دوستان شعر عبدالرضایی ممکن است دربرابر ادعای هیچانی چون پنجه ای و انصاری فر و ... سکوت کنند اما تو را نمی بخشند چون رسمیت از رسمی که آنان در شعر کرده اند گرفته ای البته تو حق داری بگویی که طبق نظرات جدیدت علی اصلا شاعر نیست این نظر توست و خواننده باید بخواند و فکرش را بکند چه بسا حق با تویی باشد که آکادمیسین دانشگاهی جمهوری اسلامی شده ای اما در همین گفتگوی با امضا علاوه بر این دعاوی، اتهامی زده ای به علی مبنی براینکه او خود نقدهایی که درباره اش نوشته شده را قلمی کرده !!!باید آن را اثبات کنی و دوم اینکه در گفتگویت با سایتی بنام سه پنج که آن هم یک هفته بعد از همین گفتگوی امضا منتشر شد، دامن زده ای به ادعایی که از بدو پیدایش شعر هفتاد و علی عبدالرضایی متوجه این جریان بود. دلایل طرح و تبلیغ این دروغ کثیف را تو خود بهتر از همه می دانستی و بهتر است تاریخ دراین باره قضاوت کند اما مجبورت کرده اند که خود تو نیز در مصاحبه با سایت سپنج بدون آنکه نامی بیاوری با لوده گی این اتهام را متوجه شعر عبدالرضایی کنی و دامن بزنی به جوی سیاسی که کارکردی ضدشعری دارد. حالا میان کسانی که این انگ را ترویج می کنند تو به عنوان تنها کسی که از مقبولیت شعری برخورداری مجبوری که پاسخگو باشی و بر دروغت در هوا نعل نکوبانی. ادعای تو در سایت سپنج این بود که علی عبدالرضایی بر خلاف تو بی هیچ هراسی از سطرهای بقیه شاعران در شعرهایش استفاده کرده !!!یک ماه وقت داری که طی مقاله ای مستندبه اثبات این ادعا بپردازی تا همه بفهمیم که این سطرها کدام و شاعران مورد نظر چه کسانی هستند.نمی شود با شارلاتانیسمی احمقانه همه چیز را برعکس کرد شماها و همکاران مشخصن دولتی تان دارید جهت را برعکس می کنید . می خواهید امثال م- موید را جانشین منوچهر آتشی کنید اما عبدالرضایی مزاحم است پس قضیه را برعکس می کنید آیا می شود در شعر امروز شاعری را خواند که شعرش بی توجه به پیشنهادهای عبدالرضایی باشد چرا همه چیز را برعکس می کنید؟آقای خواجات شما نباید به این بازی وارد می شدید حالا یک ماه وقت دارید که ادعایتان را اثبات کنید در غیر این صورت علاوه براینکه نشان می دهم چقدر در کتابهایتان متاثر از عبدالرضایی هستید افشا می کنم چرا و چطور برای ورود شما به حلقه شاعران هفتاد پارتی بازی شد و خودت خوب می دانی که این اصلا برای موقعیتت خوب نیست . واقعا متاسفم تو هیچ راهی نداری مگر اینکه این دو ادعا را طی مقاله ای در یک ماه آینده اثبات کنی دوباره تکرار می کنم تو باید به اثبات این دو مورد بپردازی: یک اینکه چه نقدهایی را عبدالرضایی بجای چه کسانی برای خودش نوشت و دوم اینکه نشان بدهی شعر عبدالرضایی متاثر از چه شعر ها و کدام شاعران است و به بیان خودت او سطر از کدام شاعران برداشت کرده است.امیدوارم تنبلی نکنی. راستی اشتباه نکن من عبدالرضایی نیستم فقط برعکس تو نسبت به درس هایی که از او گرفته ام و می گیرم مسئولم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای خواجات چندی است که در نوشتار و گفتگوهایش جار و جنجال را ه انداخته تا جماعت مثلا ادبی بدانند که وی دیگر میانه خوبی با علی عبدالرضایی ندارد مسلمن این امر حق آقای خواجات است اما خواجات باید بداند که بر وجوه کاذب ادعاهایی را که طی چندسال گذشته از طرف حکومت و ژورنالیست های کارگذارش علیه عبدالرضایی صادر می شود صحه نگذارد و یا اگر می گذارد اثباتش کند آقای خواجات یا دیگر شاعرانی که این روزها در بوق وکرنا می شوند و با جمعیت های دولتی همچون کانون ادبیات کیاسری همکاری می کنند و سابقه ای در شعر و شاعری دارند باید بدانند که نمی توانند هر ادعایی بکنند و در برابر سوال و مدرک که قرار می گیرند شانه خالی کنند . حال که آقای خواجات شخصیتی دانشگاهی شده اند و این باعث خرسندی است که در این وانفسای وضع درس در دانشگاهها چون اویی را به کار تدریس گماشته اند باید به اثبات تمام انگ هایی که متوجه عبدالرضایی کرده بپردازد خاصه اینکه خود بهتر می داند که علی عبدالرضایی دیگر صرفن یک شاعر معمولی هفتادی نیست عبدالرضایی برای شعر و در راه شعر باخته بسیار دارد هراسی هم ندارد اگر پدرش را زمینگیر می کنند.بگذار تاریخ خودش درباره این ابعاد علی بنویسد چه اینکه این حرفها حیف است در جامعه ایرانی تاویلی آل احمدی داشته باشد چون نه عبدالرضایی قهرمان بشو ست نه در این جهت که می گویم برازنده ست!!!<br />
پس می روم سر اصل مطلب! آقای خواجات شما خبط کرده ای و باید تاوان بدهی تو باید می دانستی که دوستان شعر عبدالرضایی ممکن است دربرابر ادعای هیچانی چون پنجه ای و انصاری فر و &#8230; سکوت کنند اما تو را نمی بخشند چون رسمیت از رسمی که آنان در شعر کرده اند گرفته ای البته تو حق داری بگویی که طبق نظرات جدیدت علی اصلا شاعر نیست این نظر توست و خواننده باید بخواند و فکرش را بکند چه بسا حق با تویی باشد که آکادمیسین دانشگاهی جمهوری اسلامی شده ای اما در همین گفتگوی با امضا علاوه بر این دعاوی، اتهامی زده ای به علی مبنی براینکه او خود نقدهایی که درباره اش نوشته شده را قلمی کرده !!!باید آن را اثبات کنی و دوم اینکه در گفتگویت با سایتی بنام سه پنج که آن هم یک هفته بعد از همین گفتگوی امضا منتشر شد، دامن زده ای به ادعایی که از بدو پیدایش شعر هفتاد و علی عبدالرضایی متوجه این جریان بود. دلایل طرح و تبلیغ این دروغ کثیف را تو خود بهتر از همه می دانستی و بهتر است تاریخ دراین باره قضاوت کند اما مجبورت کرده اند که خود تو نیز در مصاحبه با سایت سپنج بدون آنکه نامی بیاوری با لوده گی این اتهام را متوجه شعر عبدالرضایی کنی و دامن بزنی به جوی سیاسی که کارکردی ضدشعری دارد. حالا میان کسانی که این انگ را ترویج می کنند تو به عنوان تنها کسی که از مقبولیت شعری برخورداری مجبوری که پاسخگو باشی و بر دروغت در هوا نعل نکوبانی. ادعای تو در سایت سپنج این بود که علی عبدالرضایی بر خلاف تو بی هیچ هراسی از سطرهای بقیه شاعران در شعرهایش استفاده کرده !!!یک ماه وقت داری که طی مقاله ای مستندبه اثبات این ادعا بپردازی تا همه بفهمیم که این سطرها کدام و شاعران مورد نظر چه کسانی هستند.نمی شود با شارلاتانیسمی احمقانه همه چیز را برعکس کرد شماها و همکاران مشخصن دولتی تان دارید جهت را برعکس می کنید . می خواهید امثال م- موید را جانشین منوچهر آتشی کنید اما عبدالرضایی مزاحم است پس قضیه را برعکس می کنید آیا می شود در شعر امروز شاعری را خواند که شعرش بی توجه به پیشنهادهای عبدالرضایی باشد چرا همه چیز را برعکس می کنید؟آقای خواجات شما نباید به این بازی وارد می شدید حالا یک ماه وقت دارید که ادعایتان را اثبات کنید در غیر این صورت علاوه براینکه نشان می دهم چقدر در کتابهایتان متاثر از عبدالرضایی هستید افشا می کنم چرا و چطور برای ورود شما به حلقه شاعران هفتاد پارتی بازی شد و خودت خوب می دانی که این اصلا برای موقعیتت خوب نیست . واقعا متاسفم تو هیچ راهی نداری مگر اینکه این دو ادعا را طی مقاله ای در یک ماه آینده اثبات کنی دوباره تکرار می کنم تو باید به اثبات این دو مورد بپردازی: یک اینکه چه نقدهایی را عبدالرضایی بجای چه کسانی برای خودش نوشت و دوم اینکه نشان بدهی شعر عبدالرضایی متاثر از چه شعر ها و کدام شاعران است و به بیان خودت او سطر از کدام شاعران برداشت کرده است.امیدوارم تنبلی نکنی. راستی اشتباه نکن من عبدالرضایی نیستم فقط برعکس تو نسبت به درس هایی که از او گرفته ام و می گیرم مسئولم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مانی</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/comment-page-1/#comment-467</link>
		<dc:creator>مانی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/#comment-467</guid>
		<description>خوب مجله شعر خوشبختانه به میدان جنگی رو در رو تبدبل شده است که شرت زیر لنگ جماعتی را جر داده 
اما قزوه که هنرش این اواخر فزون گشته و قدرت کون دادن به علی بوفالو و ساک زدن به شاملوی سابقا بزرگ را پیدا کرده
نمیدانم برای عبدالرضایی و فلاح از کدام سوراخ میخواهد جندگی کند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب مجله شعر خوشبختانه به میدان جنگی رو در رو تبدبل شده است که شرت زیر لنگ جماعتی را جر داده<br />
اما قزوه که هنرش این اواخر فزون گشته و قدرت کون دادن به علی بوفالو و ساک زدن به شاملوی سابقا بزرگ را پیدا کرده<br />
نمیدانم برای عبدالرضایی و فلاح از کدام سوراخ میخواهد جندگی کند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ShAhin Kazemi</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/comment-page-1/#comment-462</link>
		<dc:creator>ShAhin Kazemi</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/#comment-462</guid>
		<description>Maryam Mousavi  aziz , hoseleye porgoee nadaram , haminghadr ke dar morede khanande haye shere Abdolrezaei eshtebah mikonid, amma be man bego , daghighan chegoune be in natijeye rasidi dar morede khanadehaye Ali nakone AmAr gerefti ?ba tashakor</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>Maryam Mousavi  aziz , hoseleye porgoee nadaram , haminghadr ke dar morede khanande haye shere Abdolrezaei eshtebah mikonid, amma be man bego , daghighan chegoune be in natijeye rasidi dar morede khanadehaye Ali nakone AmAr gerefti ?ba tashakor</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: به علیرضا گوزوه</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/comment-page-1/#comment-458</link>
		<dc:creator>به علیرضا گوزوه</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/#comment-458</guid>
		<description>ای من امامت را گاییدم ای من تمامت را گاییدم عجب رویی داری تو! یک کاره عازم شدی اینجا که نامت کنیم؟ تمامت کنیم!؟ 
 برو شاشور که فعلن عنبر تو آنقدر جادار نیست برای کیر علی، برو دم ِ همان بوفالوی حوزه نشین را ببین که شاعر به نرخ خامله ای ست! حتی اگر خری داشته باشیم اینجا، تو را نمی کند تا ته. فعلن بمان و بگرد در همان دهلی تا شاید یکی تو را تا ته علی علی، جاکش!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ای من امامت را گاییدم ای من تمامت را گاییدم عجب رویی داری تو! یک کاره عازم شدی اینجا که نامت کنیم؟ تمامت کنیم!؟<br />
 برو شاشور که فعلن عنبر تو آنقدر جادار نیست برای کیر علی، برو دم ِ همان بوفالوی حوزه نشین را ببین که شاعر به نرخ خامله ای ست! حتی اگر خری داشته باشیم اینجا، تو را نمی کند تا ته. فعلن بمان و بگرد در همان دهلی تا شاید یکی تو را تا ته علی علی، جاکش!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد حسن مرتجا</title>
		<link>http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/comment-page-1/#comment-453</link>
		<dc:creator>محمد حسن مرتجا</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://poetrymag.ws/blog/1386/12/19/ayesheh/#comment-453</guid>
		<description>دودی که از خیمه ی فلاح و عبدالرضایی برمی خیزد نشان از آتشی چند جانبه دارد . به خواجات تبریک می گویم که اجازه داد که این اباطیل لجن های درونی خود را تخلیه کنند . اینان پدر دهه ی هفتاد نبودند  بلکه پدر دهه ی هفتاد را درآوردند .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دودی که از خیمه ی فلاح و عبدالرضایی برمی خیزد نشان از آتشی چند جانبه دارد . به خواجات تبریک می گویم که اجازه داد که این اباطیل لجن های درونی خود را تخلیه کنند . اینان پدر دهه ی هفتاد نبودند  بلکه پدر دهه ی هفتاد را درآوردند .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

