در متن عکسِ نهم – پرهام شهرجردی
بدست POETRYMAG • ۴ آبان ۱۳۸۷ • دسته: در متن عکس
بودی که نبود در تو بود
ادامه
بودی که نبود در تو بود
ادامه
سفید ِ کاغذم را با دیگر ِ چشم می گرفتم، چشمی که بر کاغذم مینوشت….
سنگ ِ نانوشته، نوشته را پس میزد. این جا پس ِ نوشته بود: جایی که نوشت، مینمینوشت
این سنگ، نه مرگ ِ مرگ، که مرگ ِ نوشته بود. نوشتهی مرگی نانوشتنی.
نانوشته بر سنگ، جا مانده در پس ِ سنگ.
کجا نشستن، کجا ایستاده نشستن، کجای نشستن، کجای نشست – تن، کجا ایستا-تن، ایستایی که نشسته میایستد، بر چه نشستن؟ با چه بر چه نشستن، و از نشستن، برخاستن. برخاست تن، و خواستهای تن، و بر خواست ِ تن، نشستن، نشاندن ِ تن، در مقابل ِ تن نشستن، در مقابل ِ تن ایستادن، خروار خروار [...]
متنی که روبهروست، دربرابر ِ متن نیست، بیرون از متن نیست. نوشتهای است که با کلمههایش. کلمه به کلمه، متن است، کلمه به کلمهی متن است. عکس است ؟ عکسی است که متن میشود، عکسی است که در متن میآید و متونی را باز میکند. این عکس متنی دارد، که باید در متناش – یعنی [...]
نا ادبیات: نهی از معروف
ادبیات؟ ادب؟ تأدیب؟ مودب؟ ادبیات را فراموش کنیم. دنبال یک ناادبیات باشیم. بیایید قدیم را تازه کنیم. نو ادبیاتی بسازیم که مثل ادبیات نباشد، بر ادبیات باشد، زیرا این ادبیات، همین ادبیاتی که هست، به انضباطش، که ادبیات را مطلقاً منزّه، منظم میکند؟ به انفعالاش؟ [...]